نوشته شده توسط : ملودی

حکایت (فیس بوکی )

www.alonejavad.blogfa.com

چند وقت پیش خونه تنها بودم خواستم خیر سرم یه حالی به خودم بدم ورداشتم یه بشکه قهوه درست کردم بعدشم خیلی باکلاس مثه فیلما رفتم جلوی تی وی نشستم که کوفتش کنم!
ولی هنوز لب نزده بودم که یه قطره قهوه از لیوان چکید پایین
زیر پامو که نگا کردم دیدم یه لکۀ قهوه ایی کوچیک رو فرشه و
از اونجایی که مامانم خیلی رو این مسائل حساسه مثه پلنگ شیرجه زدم روش که پاکش کنم!
اول یه قاشق چای خوری تف روش ریختم وسعی کردم با لباسم پاکش کنم ولی نشد بعد به مایع ظرفشویی و اسفنج آشپزخونه پناه آوردم
ولی بازم پاک نشد!
بعدش از رو چیزی که قبلا شنیده بودم یکم شیرو سرکه رو قاطی کردم ریختم روش ولی بدتر شد که بهتر نشد!
تو مرحلۀ بعد رفتم اینترنت تحقیقات به عمل آوردم و با توجه به نتیجۀ تحقیقات ورداشتم یکم ماست ریجتم رو فرش!اما بازم پاک نشد!
در مرحلۀ آخر با کلی بدبختی میز و مبلا رو جابه جا کردم و فرشو ۱۸۰ درجه چرخوندم که لکه بره زیر پایۀ یکی از مبلا و معلوم نشه !
بعدش با کلی افتخار به خودم؛همین که خواستم بشینم دیدم اینور فرشم یه دونه لکه دقیقا مثه اون قبلیه هست!
وقتی خوب دقت کردم دیدم ۴ طرف فرش از این لکه ها داره و
کلا یارو اصلا لکه نبوده و طرح خودِ فرشه!
در همون حالت بهت و حیرت زدگی چشمم به پاچۀ شلوارم افتاد که کثیف شده بود وتازه فهمیدم اون یه قطره قهوه ریخته رو شلوار خودم!

و دراین هنگام بود که بر عقل خویش درود فرستادم و بی درنگ یاد پت و مت رو گرامی داشتم..!

49449764704559667374



:: موضوعات مرتبط : داستان ها
:: برچسب ها : , , , , , , , , , , ,
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۲ | ۱ دیدگاه
 
نظر شما در مورد اين پست چيست ؟
 



 
   
سایت تفریحی و سرگرمی ناز تک ثبت شده در ساماندهی