نوشته شده توسط : ✷RОSЊΆNAЌ✷

giuh75o7p7axf2un39ra

  • از جلوی مغازه ها می گذشت … شلوغی زیاد تو ذوق می زد!

    مثل هر سال دستش خالی بود،خالی خالی

    به همین خاطر سعی می کرد دیر به خانه برود تا بچه ها خواب باشندو بهانه نگیرند.

    همسرش صبور بود.می سوخت و می ساخت!

    کارگر ساده یک کارخانه بود و سه ماه حقوق نگرفته بود!

    شب عید و جیب خالی!

    شرمندگی یک مرد مقابل بچه ها!

    پروردگارا …

    تو این شبها هیچ پدری رو شرمنده فرزندانش نکن



:: موضوعات مرتبط : پیامک مذهبی
:: برچسب ها :
تاریخ انتشار : پنج شنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۱ | بدون دیدگاه
 
نظر شما در مورد اين پست چيست ؟
 



 
   
سایت تفریحی و سرگرمی ناز تک ثبت شده در ساماندهی