نوشته شده توسط : ملودی

هر گز زود قضاوت نکنید

x8148_149603_1664125400643

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کندو تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.. 
مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که 
از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. 
نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟ 
وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟  

زود قضاوت کردید؟ 
مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم. 
وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و  بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟

زود قضاوت کردید؟

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی … 
وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟  زود قضاوت کردید؟ 
مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاریدارید … 
وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟ 

باز هم زود قضاوت کردید؟؟؟؟

 



:: موضوعات مرتبط : مطالب جالب و شنیدنی
:: برچسب ها :
تاریخ انتشار : دوشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۲ | بدون دیدگاه
 
نظر شما در مورد اين پست چيست ؟
 



 
   
سایت تفریحی و سرگرمی ناز تک ثبت شده در ساماندهی