نوشته شده توسط : mahsa

درمان عربمگی عشق

فکر می کردم عشق تو چیزی نیست

مگر سرخی لکه ای خرد بر پوست

که میشود با آب شست

 

ادامه مطلب

 

لکه ای شاید از تغییر فصل

از دگرگونی هوا

حساسیت آفتاب سوختگی

که دیری نمیپاید بر صورتم

فکر میکردم عشق تو رودخانه ایست

برای نوازش دشت ها سیراب کردن مزرعه ها

اما زمانی که درسرزمین درون من جاری شد

دهکده هارا غرق کرد -سیلابی شد سرزمین مرا فرا گرفت

دیوارهای خانه ام را فروریخت

ومرا دربرهوت ناکجا آباد رهاکرد

پنداشتم عشق تو چون ابری بر من بگذرد

لنگرگاهت پنداشتم وپناهت….

و اینکه عشق ما نیز چون عشق های دیگر

روزی به فرجامی برسد و تو چون نوشته ی روی آیینه ناپدید شوی

اما اینک میبینم چه خطایی بود آن همه عشق تو

نه لکه ای بود سرخ بر پوستم که با آبی زایل بشویم

نه زخمی که با گیاه مرحمی درمان شود

ونه سرمایی که با باد شمال بیاید

عشق تو هجوم شمشیری بود بر تن من

  • نخستین گام بر جاده ی جاودانگی و دیوانگی



:: موضوعات مرتبط : اس ام اس جدید, اوفــــــــــ عجب عکســــــی, پیامک های عاشقانه, شعر های عاشقانه, عکسهای دیدنی, متفرقه, مطالب جالب و شنیدنی, نازتك نيوز
:: برچسب ها : ,
تاریخ انتشار : سه شنبه, ۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ | ۱ دیدگاه
 
نظر شما در مورد اين پست چيست ؟
 

یک دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. ✿ღšαħełღ✿ می‌گه:

    اجی مهشا شعرات خوشمل بودمیسی(:



 
   
سایت تفریحی و سرگرمی ناز تک ثبت شده در ساماندهی